خرید بک لینک

درباره سایت

976

امکانات وب

فک میکنم امسال با سرماخوردگی و مریضی کلا عجین شدم. آنقدر بد مریض شدم دیشب که خدا میدونه.

تولد زهرا بود رفتیم خونه ی دایی اینا وقتی برگشتیم انقدددرررر هوا سرد شده بود که لرز افتاد تو جونم .

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 16:12

اخطار پلمپ ۴۸ ساعته گرفتم. هعی!

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 16:12

درددل عنه؟ همونو به رخت میکشنش موقع جروبحث پیش همه. . . . . دمغم نافرم... دیگه تنهام این اطرافو ...

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 16:12

الان کلینیک نوریم، مامان رفته تو اتاق عمل، هعی چشام درد میگیره یاد اون روز که چشامو عمل کردم میوفتم.

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 11 مهر 1402 ساعت: 3:52

دارم با گوش دادن به قسمت آخر از فصل سوم آن شرلی به خواب میرم... همه ی کارام طبق روال پیش رفته و حالم خوبه...

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 11 مهر 1402 ساعت: 3:52

از وقتی از سفر برگشتم یه روزم استراحت نداشتم اتفاقا پشت سر هم میوفتن و رگباری بهم هجوم آوردن.این وسطا هر موقع تایم خالی گیر بیارم حتما کتاب صوتی آنه ی عزیزم رو گوش میدم مثل یک تراپی می مونه واسم.هنوز بوی پاییز به مشام من نرسیده انگار ولی فصل قشنگیه که شروع شده ما با ویترین کیکی که تم زرد و نارنجی و برگای فوندانتی پاییزی به خودش میگیره پاییز رو میشناسیم.امروز صبح کلاس زبان داشتم و خیلی راجع به stereotypes حرف زدیم.معلم زبانمو دوست دارم و پیشرفتمو توی مکالمه دارم میبینم اما به زودی جلساتم تموم میشه و مرددم که دوباره هزینه کنم برای دوره بعد یا نه ، چون یکم هزینه ش گزافه ...

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: سه شنبه 11 مهر 1402 ساعت: 3:52

صفحه بندی